بزرگواران ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺗﻠﺨﯽ ﻫﺎ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺑﮕﯽ ﻣﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺩﺍﺩﯾﻦ ﺟﺰ ﺧﺪﺍ ﮐﺴﯽﺑﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ .
به اندازه ی باورهای هر کسی ؛ با او حرف بزن
بیشتر که بگویی ، تو را احمق فرض خواهد کرد . . .
سخنان برتر
...................................................................................................................
برای اینکه بشر بتواند در دنیا خوشبخت زندگی کند باید از قسمتی از توقعات خود بکاهد. شامفور
...................................................................................................................
آنانی که همیشه در آرامش هستند لاابالی ترین آدمهایند . حکیم ارد بزرگ
...................................................................................................................
مردان شجاع فرصت می آفرینند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت می نشینند . گوته
...................................................................................................................
خوشبختی توپی است که وقتی می غلتد به دنبالش می رویم و وقتی توقف می کند به آن لگد می زنیم.شاتو بریان
..................................................................................................................
در روزگار جهل , شعور خود جرم است ! دکتر علی شریعتی
نظرشما چیه؟
دارم سعي مي کنم همرنگ جماعت شوم،
آهاي جماعت
ميشود کمکم کنيد؟؟
شما دقيقا چه رنگي هستيد؟
..............................................................
ای دهقــــان ِ فــداکار؛
تو در روزگاری بزرگ شدی
که مردی برهنه شد
تا زنان و کودکان زنده بمانند
امّا من در روزگاری نفس میکشم
که زنی برهنه میشود
تا کودکش از گرسنگی نمیرد
پرسپولیس6-ملوان 0
قرار داد تاریخی پرسپولیس با عدد محبوب ۶
ملوان بندر انزلی در کنارپیکان - الشباب و استقلال تهران به
شش تایی های تاریخ پیوست
به احترام سردار.................................شش تایی ها خبردار
دلتنگم
تـــا ببیـنـمــ چـه شـ ـد...
کــه بـه یکبــاره...
دیدنتــــ ــ ــ را بر من حــ ـرام کــ ـردی ؟؟؟!!!
..................................................................................
حوا بیا از نو شروع کنیم!!این بار نخور !!!سیب را
بگذارهمین جا بمانم
من از تنها ماندن میان عشق های دروغی
میترسم...!!!
.............................................................................
خدا می داند
چقدر آب به صورتم پاشیدم...
!...لعنتی...!
این کابوس اینقدر واقعی ست،
که از خواب بیدار نمیشوم!!
قصه عشق
ریتم4/4
Bm Em C Bm
قصه عشقی که میگم عشق لیلای مجنونه با یه روایت دیگه لیلی جای مجنونه
Bm Em C Bm
مجنون سر عقل اومده شده آقای این خونه تعصب و یه دندگیش کرده لیلی رو دیوونه
Bm Em C Bm
اما لیلی بی مجنونش دق می کنه میمیره با یه اخم کوچیک اون دلش ماتم میگیره
Bm Em C Bm
می گه باید بسازه و این مثل یه دستوره همین یه راه مونده واسش چون عاشقه مجبوره
Bm C D Em C Bm C Bm
زوره عشق تو زوره احساس همیشه کوره هر جا خودخواهی باشه انصاف از اون جا دوره
Bm Em C Bm
عاقبت لیلی ما مثل گل های گلخونه تو قاب سرد شیشه ای پژمرده و دل خونه
Bm Em C Bm
قصه عشق اونا مثل برف زمستونه اومدنش خیلی قشنگ آب کردنش آسونه
Bm Em C Bm
قلب تو خالی از عشق و بی نوره سوت و کوره عاشق کشی مرامته نگات سرده و مغروره
Bm Em C Bm
عشق و ببین توی نگاش از کینه تو دوره یه کاری کن تو هم براش چرا عاشقیتم زوره
امشب بازهم بغض
هر کی که بهت گفت دوست دارم ،
باور نکن ،
خیلی ها میگن بارون رو دوست داریم
ولی با چتر میرن زیرش...!
....................................................................
هر آهنگی که گوش میدهم ،
به هر زبانی که باشد ، بغضم را میشکند . . .
نمی دانم . . .
بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است !
زخم زبان
بر سر مزرعه ی سبز فلک
باغبانی به مترسک می گفت :
دل تو چوبین است…
و ندانست که زخم زبان
دل چوب هم می شکند…
....................................................................
تقدیر
که صد دروازه دارد،
که تقدیر از هر دری بر او وارد میشود........
اما فرد حکیم مانند کاخی است با یک در،
که تقدیرقبل از ورود به آن در میزند.
..............................................................................
شنیــده بودم که "خاک سرد است".
ایـــن روزها اما انگار آنقـــدر هوا ســـرد است،
که زنــده زنــده فراموش می کنیــم یکدیگـــر را ...
خدایا...؟
کامنـت کـــــــه نمـیذاری
حـــــــداقل یه لایــــــــــــــک بزن تا بفهمم حرفامو میشنـــــــوی!!
دکتر علی شریعتی میگه :
دوست دارم در خیابان با کفشهایم راه بروم و به خدا فکر کنم
تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم !
دیوونه
پ . ن : يه وقتايي خودمو بغل مي كنم و مي گم : غصه نخور ديوونه ... من باهاتم
واقعا درسته مگه نه؟
شباهتهایشان نیست ؛
درک و شعورشان است نسبت به تفاوت هایشان...!
تنهایی
دلم برای تنهایی میسوزد
چرا هیچکس او را دوست ندارد
مگر او چه گناهی کرده که تنها شده
جرم تنهایی چیست ؟
که هیچکس او را نمی خواهد
دیشب تنهایی از اتاقم گذشت
دنبالش دویدم ولی ...
او رفته بود.
تنهای تنها نیمه شب
او را مرده کنار حوض خانه پیدا کردم
از گریه چشمانش قرمز
بود
برایش گریستم
آخر او از تنهایی مرده بود
تنهایی مردو من تنها تر شدم ....
سرنوشت
سرنوشتم اگر این است که می بینم
حکم تغییر قضا را به که باید گفت ؟؟
ای خط خوردگی صفحه پیشانی من !
این همه خط خطا را به که باید گفت ؟؟
عیدتون قشنگ
سال جدیدتان ، سرشار از عطر وجودش...
خداوندا
اماتوکه دستت به زمین میرسد
بلندم کن
چو میگذرد غمی نیست...
باید لم بدی یه گوشه...
و جریان زندگیت رو فقط مرور کنی.
بعدشم بگی:
"به سلامتی خودم که اینقدر تحمل داشتم!
خدایم، صدایت می کنم ، با گریه هایم . . .
ولی من،
انسان...
نفس می کشم و می گویم:
خدایا کجایی؟
هیس!!!
حماقت محض است..بیان دردهایی که نمی فهمند
(هرچند نفهمیدن , مد است این روزها، ..انگار!!!!! )
دعا
حوالی ِ همیــــن روزها،
که زودتـــــر بیایــــی،
میگـــــویند؛
دعـــــایٍ دیوانــــگان هم،
مستــــجاب میشود...
سکوت
که به دادت برسه
داد نزن
شاید از سکوتت بفهمند
که چقدر درد و غم تو وجودته !!!
یه حقیقته مگه نه؟
و نبودن با کسی که دوستش داری...
همش ، رنجه !
پس اگه همچون خودت نیافتی ؛
مثل خدا تنها باش...
قطره باران دریا
چون به هم پیوست جان ها بی غم اند.
هر حبابی، دیده ای در جست و جوست،
چون رسد هر قطره، گوید:((دوست!دوست...))
میکنند از عشق هم قالب تهی
ای خوشا با مهرورزان همرهی!
با تب تنهایی جانکاه خویش،
زیر باران میسپارم راه خویش.
سیل غم در سینه غوغا میکند،
قطره ی دل میل دریا میکن،
قطره ی تنها کجا، دریا کجا،
دور ماندم از رفیقان تا کجا!
همدلی کو؟تا شوم همراه او،
سر نهم هر جا که خاطر خواه او!
شاید از این تیرگی ها بگذریم.
ره به سوی روشنایی هایی بریم.
میروم، شاید کسی پیدا شود،
بی تو، کی این قطره دل، دریا شود؟
مرگ...؟
اين که نامش زندگی است، من را کشت. . .
مانده ام!
آنکه نامش مرگ است با من چه ميکند!.
من باختم
من باختم
به خودم
به فرشته های آدم نما
باختم به شاهزاده شهر قلب های سنگی...
و حال در گوشه اتاق تنهایی ام حماقت هایم را میشمارم
آرام آرام این جمله زاده میشد:
"سنگ باش تا سنگسار نشوی"
گریه مراکسی ندید
راه می روم
روی برف هایی که از دیشب باریده است ...
اشک هایم صورتم را داغ می کند ...
خوبی برف این است که هر کس چهره ی سرخ مرا
ببیند ، می گوید :
هوا بیرون
خیلی سرد بود ؟؟
سکوت باهیاهو
که نمی خواهی حرفی بزنی
بعضی وقت هاسکوت میکنی
چون واقعاحرفی واسه گفتن نداری
گاه سکوت یه اعتراضه
... گاهی هم به انتظار
اما بیشتر سکوت واسه اینه که
هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو
که تودر وجودت داری ... توصیف کنه.
پروردگارم مهربانم
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است، و هر زمزمه ای بانگ عزایی، و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...
در هراس دم می زنم، در بی قراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است. من در این بهشت ، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.
"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"
"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"
دردم ، درد "بی کسی" بود
"دکتر شریعتی
...
کوروش گفت: لیاقت شما برادرم است که از من زیباتراست و پشت سر شما ایستاده!
دختر برگشت و کسی را پشت سرش ندید!
کوروش گفت: اگر عاشق من بودی پشت سرت را نگاه نمی کردی...
بال هایش را که بچینی
خاطرات پرواز روزی صد بار اورا می کشد
خواستم بگویم کیستم دیدم نگفتنم بهتر است آنکه بامن میماند،خود مرا خواهد شناخت